رستني ها كم نيست
من و تو كم بوديم
خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم
گفتني ها كم نيست
من و تو كم گفتيم
مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم
ديدني ها كم نيست
من و تو كم ديديم
بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقيها را پرسيديم
چيدني ها كم نيست
من و تو كم چيديم
وقت گل دادن عشق روي دار قالي
بي سبب حتي پرتـاب گل ســرخي را ترسیدیم
خواندني ها كم نيست
من و تو كم خوانديم
من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد
با دهاني بسته وامانديم
من و تو كم بوديم
من و تو اما در ميدان ها اينك اندازه ما مي خوانيم
مــا به انـــدازه مـــا مي بيــــنيم
مــا به انـــدازه مـــا مي چينيـــم
مــا به انـــدازه مـــا مي گـوييــم
مــا به انـــدازه مـــا مي روييـــم
من و تو
كم نه كه بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم
من و تو
خم نه و درهم نه و كم هـم نه كه مي باید با هم باشـيم
من و تو
حق داريم در شب اين جنبش نبض آدم باشيم
من و تو
حق داريم كه به اندازه ي ما هم شده با هم باشيم
من و تو
حق داريم كه به اندازه ي ما هم شده با هم باشيم
گفتني ها كم نيست
آثاري
را که در
مجموعه “از
دورها” مي
شنويد فرهاد
در سن 22 سالگي
ضبط و به
عنوان هديه
براي خواهرش
که در لندن
زندگي مي
کرده،
فرستاده
بوده. اين
مجموعه خارج
از استوديو و
به صورت
خانگي ضبط
شده و به همين
دليل از
کيفيت خوبي
برخوردار
نبود و
انتشار آن پس
از پالايش و
بهبود کيفيت
ممکن شده است.
در آلبوم “از
دورها” دو
مصاحبه فرهاد
نيز گنجانده
شده است.
مصاحبه اول
را خبرنگار
راديو آواي
ايران سال 1375
با فرهاد
انجام داده است.
مصاحبه دوم
نيز که پايان
بخش مجموعه
است، گفتگويي
است ميان
فرهاد و آقاي محمود
تهراني از
راديو بي بي
سي در
تابستان 1381؛ اين
گفتگو
ناتمام ماند
تا فرهاد
براي هميشه ناگفته
بماند...